| متن |
|
گشودن رمز و راز و «معمای هستی» کار شجریان و لطفی نبود. حتی کار شخص جناب حافظ هم نبود؛ چنانکه خود فرمود: «زین معما هیچدانا در جهان آگاه نیست». اما شجریان و لطفی در مقام یک هنرمند، با بال و پر هنرشان در این پهن دشت لایتناهی پر و بالی گشودند.
ما در اینجا قصد نداریم اثر «معمای هستی» را به لحاظ فنی و تئوری موسیقی آنالیز نماییم. و اینکه مثلاً چرا شجریان بخش عمدهی آواز شور خود را به چرخش و سیر و سیاحت در گوشهی «رضوی»، حالات مختلف آن و جملات اول تا چهارم این گوشهی پرطنین اختصاص داده؛ و بخش اصلی و پیام نهایی آواز خویش را در پهنهی لطیف و کمون قدرتمند گوشهی «رضوی» بیان نموده است؟ (وسعت
بالقوه و خصلت و خاصیت انعطافپذیری گوشههای موسیقی برای خود حیطهای جالب را داراست، که به برخی از آنها در مقالهی «موسیقی ایرانزمین با گسترهای وسیع» اشاره نمودهایم). بلکه اکنون بیشتر برآنیم تا آلبوم یادشده را از منظری دیگر بررسی نماییم.
شجریان و لطفی در طول چندین سال رفاقت و همکاری مشترک در عرصهی موسیقی، همواره از حس و حالی مشابه و نزدیک بههم برخوردار بودهاند. این دو هنرمند از همذاتپنداری عجیبی نسبت به یکدیگر برخوردارند، ولو اینکه سالها از همدیگر دور بوده باشند. بهطوری که پس از مهاجرت کردن لطفی و سکونت وی در خارج از کشور، معدود آثار مشترک و آوازهایی که توسط آنان (آن هم با مدت کوتاهی تمرین و همنشینی) اجرا شده است، با این حال از حس مشترک و قرابت عجیبی برخوردار گشته؛ که یکی از این آثار آلبوم «معمای هست» میباشد.
مقولهی حس و حال مشترک و دیدگاههای مشابه بین هنرمندان همکار، برای خود آداب خاصی را دارد. در مکتب موسیقی ایرانزمین، ایجاد و ارایهی یک اثر هنری توسط چند هنرمند، صرفاً به یک رابطهی کاری خشک و بیروح خلاصه نمیشود. در این مکتبِ فرازپایه، برای آنکه چند هنرمند بتوانند از ورای آهنگها و ملودیها اثری را خلق کنند به معنای واقعی «هنری»؛ این امر مستلزم نشست و برخاست، انس و الفت و همدل شدن آنان ـ چه به لحاظ فنی و تخصصی، وچه به لحاظ عاطفی و احترام متقابل نسبت به یکدیگر ـ میباشد. بدینسان است که این هنرمندان به مرحلهی انس و الفت هنری و در نهایت ارایهی یک اثر ماندگار و دلنشین دست خواهند یافت.
راقم هرچند که مانند برخی از طرفداران آقای شجریان، از این میزان ارادت و انجذاب برخوردار نیستم که ایشان را تا حد افراط بالا برده و از جمیع جهات نقدناپذیر بدانم! اما پیرو توضیحات چند سطر قبلیام باید بگویم که آثاری نظیر «عشق داند»، «چشمهی نوش» و «معمای هستی» از نمونههای بارزی است که در آن همدلی، همحسی، و در نهایت «همنوایی» خواننده و نوازنده بهطور چشمگیری عینیت یافته؛ و هم از این رو آثار یاد شده را در زمرهی آثار جدی و ماندگار موسیقی آوازی این سرزمین جای داده است.
بنابر تصاویری که از کنسرتهای لطفی و شجریان موجود است، شیوهی نشستن متمایلِ شجریان به سمت لطفی خود حکایتی دگر است. تو گویی شجریان، از چهرهی معنوی با چشمان بسته و حالتِ غرق در احساس و تفکر «لطفی» حس میگیرد. چنین احترام متقابل بین پیشکسوتانِ همکار است که هم میتواند درس آموزندهای برای جوانان باشد، و هم پاسخی برای معترضانی که نزاع بیسرانجام «خواننده سالاری» و «نوازنده سالاری» را دامن میزنند!
در بخش آوازی «معمای هستی» شاهد همراهی خوب و جواب آواز «افشارنیا» نیز هستیم؛ اما وقتی لطفی وارد گود میشود ماجرا صبغهی دیگری بهخود میگیرد. مقولهی جواب آواز خود یک مبحث جدا و بااهمیتی است که تا به امروز از میان خیل نوازندگان، تنها عدهی انگشتشماری به سطوح بالا و عالی هنر جواب آواز دست یازیدهاند. جواب آواز دارای انواع مختلفی است که بهترین نوع آن ـ به نظر مصنّف این سطور ـ مربوط به حالتی میباشد که در آن، نوازنده و خواننده در حین اجرای آواز ایرانی دوش به دوش یکدیگر اوج گرفته و همدیگر را در مسیر اجرای آواز، بصورت پلهپله همراهی مینمایند. به عبارت بهتر در چنین حالتی، هم خواننده (آوازخوان) و همنوازنده (همنواز آواز) از رتبه و مرتبهای همسان و همپایه برخوردار بوده و بدین سان خلاء و کمبودی در مجموعهی آواز اجرا شده توسط آنان شنیده نخواهد شد.
یک مثال بارز برای این سخن ما، آقایان لطفی و شجریان میباشند. شخص آقای شجریان با بیانی ساده اما قابل توجه، به این مقوله اشاره نموده و چنین میگویند:
"با آقای لطفی که روی صحنه میرویم، هدف تصنیف خواندن نیست. آنجا میرویم که دو نفری با هم مثل دو تا کشتیگیر روی صحنه کشتی بگیریم. آنجا اصلاً تصنیف مطرح نیست. حتی تنبکنواز هم مطرح نیست. ما داریم آواز را مطرح میکنیم. خب با چنین ایدهای من باید با یک نوازندهی قَدَر روی صحنه بروم که با من بیاید؛ و من با او [لطفی] میتوانم این کار را بکنم."
روزنامه اعتماد ۲۳/۷/۸۷
در خاتمهی مبحث آواز و جواب آواز باید بگوییم که، رکن اصلی یک آواز و جواب آواز خوب (جدا از مسایل تخصصی و فنّی)، همانا دیدگاهها و عقاید مشترک یا حداقل نزدیک بههم برای خوانده و نوازنده میباشد. این دیدگاهها و عقاید میتواند شامل موارد بسیاری باشد؛ از جمله: دیدگاههای هنری، هدف از ارایهی هنر، افکار شخصی و اجتماعی و....
در این بخش از نوشتار، مبحث خویش را از زاویهای دیگر دنبال میکنیم. در آلبوم «معمای هستی» به لحاظ آهنگسازی و ساخت تصنیف کار خاصی صورت نگرفته است؛ چراکه در آن برخی تصانیف ساده و مردمی و نیز ضربیها و پیش درآمدهای مربوط به یکی، دو قرن پیش، بازسازی و اجرا گردیده و در عوض تمرکز کار بیشتر بر روی بخش آوازی بوده است. با این حال نگارنده میخواهد در همین جا موضوع مهمی را در مورد این تصنیفهای مردمی و بظاهر ساده یادآور گردد. تصنیفها وترانههای مردمی هرچند که نوعاً از اشعار و عباراتی ساده و بیپیرایه تشکیل میشوند، اما از خاستگاهی اجتماعی برخوردار بوده و بازتاب افکار و رویدادهای مردمان هر عصری میباشند.
اهمیت این تصانیف و اشعار تا بدان حد است که همواره در مطالعات تاریخی و جامعهشناسی، همچون منبع و مأخذی برای پژوهشگران بزرگ بوده است.
از طرفی ورود هنرمندان به عرصههای اجتماعی و بیتفاوت نبودن آنان نسبت به مسایل و رخدادهای پیرامونشان، جزء وظایف اصلی و مهم آنان ارزیابی میگردد. یک هنرمند زمانی میتواند «هنرمند مردمی» لقب بگیرد که با مردم و در میان مردم باشد، و از روح و صفای آنان تأثیر پذیرد. فقط آنچه در این میان اهمیت دارد این است که یک هنرمند هیچگاه جایگاه هنری خویش را تنزل نداده، و مثلاً برای خوشامد اقشار خاصی از جامعه به سمت کارهای سطحی نازل روی نیاورد. شاید با توضیحی در مورد
کیفیت اجرای تصانیف «معمای هستی»، بتوانیم منظور خویش را واضحتر بیان نماییم.
همانگونه که در اشعار تصانیف قدیمی این اثر می بینیم و میشنویم، آنچه که دراین اشعار آمده است متشکل از برخی جملات و عبارات ساده و عامیانه میباشد؛ اما کیفیت اجرای این تصانیف بهظاهر ساده از صلابتی هنری و طنین موسیقایی خاصی برخوردار میباشد.
شاید مجریان آلبوم «معمای هستی» خواستهاند این پیام را به مخاطب خویش برسانند که یک هنرمند حتی اگر هم به سمت کارهای عامیانه و ساده میرود؛ در عین حال نباید رشتهی اصلی رسالت و کیفیت کار خویش را تنزل دهد. البته این مقوله آن سوی ماجرا را نیز در بر میگیرد، بدینترتیب که یک هنرمند و موسیقیدان اگر صرفاً به سمت اقشار روشنفکر یا مرفه و بالانشین جامعه سوق داده شده، و مخاطب تولیدات خود را تنها این دسته از افراد قرار دهد، در چنین حالتی تجربه نشان داده است که بهجز درخششی مقطعی و کاذب آیندهی دیگری پیش روی چنین هنرمندی نخواهد بود.
پس در این وادی بهترین وسیلهی سنجش و ارزیابی، همان آثار برجایمانده و پیگیری خط سلوک هنری یک هنرمند در طول چند دهه فعالیت حرفهایاش خواهد بود.
ردیفهای آوازی آلبوم معمای هستی:
۱) غزل از حافظ
۱. مرا مــیبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را میبینیم و میلم زیادت میشود هر دم
[درآمد شور]
۲ و ۶. به سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری!
به درمانم نمیکوشی، نمیدانی مگر دردم؟
[درآمد شور، رضوی]
۳. نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
[درآمد شور]
۴. ندارم دستت از دامن بجز در خاک، آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
[درآمد شور]
۵. فرو رفت از غم عشقت دمم، دم میدهی تا کی
دمار از من بر آوردی نمیگویی بر آوردم
[حسینی]
۲) غزل از حافظ
۱. زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
[سلمک]
۲. تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصهی شطرنج رندان را مجال شاه نیست
[شهناز]
۵. چیست این سقف بلند سادهی بسیار نقش
ز این معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
[رضوی]
۴. این چه استغناست یا رب! وین چه قادر حکمت است
که این همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
[رضوی]
۳ و ۶. هر چه هست از قامت نا ساز بی اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
[رضوی]
۲. بندهی پیر خراباتم که لطفش دایم است
ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست!
[قرچه]
۳) غزل از حافظ
۱. ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
[مثنوی]
۲. تا درخت دوستی کی بردهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
[مثنوی]
۳. گفتوگو آیین درویشی نبود
ور نه، با تو ماجراها داشتیم
[مثنوی]
۴. شیوهی چشمت فریب جنگ داشت
ما ندانستیم و صلح اِنگاشتیم
[مثنوی]
۵. گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همّت بر او بگماشتیم
[مثنوی]
۶. نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرو نگذاشتیم
[مثنوی]
۷. گفت خود دادی به ما دل حافظا!
ما محصّل بر کسی نگماشتیم
[مثنوی]
اشعار تصنیفهای آلبوم معمای هستی:
تصنیف قدیمی پرند شوشتری
دو زلفونت بُوَد تار ربابم ماه من، بود تار ربابم
چه میخواهی از این حال خرابم، ماه من؟ از این حال خراب، حال خرابم
تو که با مو سر یاری نداری، یاری نداری
چرا هر نیمه شو، چرا هر نیمه شو، آیی به خوابم، ماه من
پرند شوشتری، پرنده شوشتری، ز گل نازکتری
ندیده بودم، حالا دیدم، حالا دیدم...
اگر مستم من از عشق تو مستم ماه من، که از عشق تو مستم
بیا بنشین که دل، بیا بنشین که دل، بردی ز دستم، ماه من، که دل، بردی ز دستم
تو که با مو سر یاری نداری، یاری نداری
چرا هر نیمه شو چرا هر نیمه شو آیی به خوابم؟ ماه من، آیی به خواب، آیی به خوابم
پرند شوشتری، پرند شوشتری، ز گل نازکتری
ندیده بودم، حالا دیدم، حالا دیدم...
تصنیف قدیمی نگار
هر چه کنی بکن، مکن، هر چه کنی آخ بکن، مکن،ترکِ من ای نگار من،ترک من ای نگار من
هر چه بَری ببر، مَبَر، هر چه بری آخ ببر، مبر، سنگدلی، به کار من
هر چه بُری ببر، نبُر
رشتهی الفت مرا
هر چه کَنی بکَن، مَکَن، خانهی اختیار من، خانهی اختیار من
هر چه روی برو مرو راه خلاف دوستی
هر چه زنی بزن مزن، هر چه زنی آخ بزن مزن، طعنه به روزگار من، طعنه به روزگار من
تصنیف قدیمی چشم مست
به تیغم گر زنی، به تیغم گر زنی، دستت نگیرم
ماه من، ای سرو بلند بالا، رویت را به ما بنما
وگر تیرم زنی، وگر تیرم زنی، منّت پذیرم
ماه من، ای سرو بلند بالا، رویت را به ما بنما
بنازم چشم مستت را، نبینم من شکستت را
چو مستم کردهای، چو مستم کردهای، مستور منشین
ماه من، ای سرو بلند بالا، رویت را به ما بنما
چو نوشم دادهای، چو نوشم دادهای، زَهرم منوشان
ماه من، ای سرو بلند بالا، رویت را به ما بنما
بنازم چشم مستت را، نبینم من شکستت را
تصنیف قدیمی پای لنگ
هایهای،هایهای، دل تنگ من، پیش دوست، پیش دوست، شده ننگ من
ره کجاست جانم؟ ره کجاست؟ پای لنگ من
ره کجاست؟ ره کجاست؟ پای لنگ من
نوشتهی:
علی کتولی (ارسالی)
ردیفهای آوازی:
کتاب هزار گلخانهی آواز
تایپ ردیفهای آوازی و اشعار:
علی میرزایی
آلبوم «بوی باران»، ابتدا قرار بود با نام «نیزن» منتشر شود؛ بهنام همان تصنیفی که آقای «حسین یوسفزمانی» ساختهاند و استاد شجریان در این آلبوم آن را اجرا کردهاند؛ اما اینگونه نشد...
به هر حال اینگونه نشد و این هدیهی بهاری استاد با عنوان «بوی باران»، دیگر ساختهی یوسفزمانی بر شعری از استاد «فریدون مشیری»، روانهی بازار موسیقی شد. این اثر توسط ارکستر سمفونیک به آهنگسازی و سرپرستی حسن یوسفزمانی اجرا شد و نوازندگان سرشناسی چون استاد «حسن ناهید»، «اردشیر و ارسلان کامکار» در خلق آن سهیم هستند.
بوی باران با پیش درآمد «رقص باد» ساختهی یوسفزمانی بر «چهارگاه» آغاز میشود. پیشدرآمدی که با ترکیب حرکات متنوع سازهای زهی و آرشهپرانیهای ویولن و پاساژهای سنتور فضای کلیای را میسازد که تداعیکنندهی پویایی و شادابی چهارگاه در یک اثر بهاری است. در ادامه نیز با اضافه شدن کمانچه و سؤال و جوابهای پیاپی میان سازها، پیشدرآمد فضایی سرشار از سرکشی بارانهای بهاری را تداعی میکند.
پایان رقص باد اما آغازی است بر مقدمهی آواز شجریان در «مخالف». صدای پیانوی خانم «حریر شریعتزاده» نخستین همراه نغمهی شجریان است. قطعاً با شنیدن نخستین جملات پیانو، خاطرهی نوای شجریان در «جان عشاق» در اصفهان با نوای ابریشمین پیانوی «استاد جواد معروفی» بر غزل حافظ با مطلع «همای اوج سعادت به دام ما افتد | اگر تو را گذری بر مقام ما افتد»، برای علاقهمندان شجریان زنده میشود.
البته خانم شریعت زاده از شاگردان استاد معروفی هستند و قطعاً نشانههایی از سبک نوازندگی معروفی در جواب آوازهای ایشان قابل دریافت است. هرچند در جان عشاق جوابها پیوستهتر، حد میان نتها پوشیدهتر و مجموعهی جوابها لطیفتر است اما از مهارت شریعتزاده نباید گذشت؛ چراکه پیداست هربار با جوابهای دقیق و پر، موجب اعتلای خواننده در جملات بعدی میگردد و پلکانی میشود برای اوج گرفتن آواز خاطرهانگیز شجریان. این خود بزرگترین نشانهی موفقیت شریعتزاده در همراهی با آواز شجریان است.
آواز در مخالف با تحریری کوتاه بر مطلع مثنوی مشیری آغاز میشود:
«بگذار که بر شاخهی این صبح دلاویز | بنشینم و از عشق سرودی بسرایم» و سپس در مخالف ادامه مییابد و در بیت چهارم اوج هنر و دقت شجریان در چگونگی اجرای کلمات و همان ریتم نهفتهی آواز او که از نقش کلمات در شعر جان میگیرد، نمایان میشود.
از دگر سو همین هنرنمایی شجریان با مهارت نوازنده در همراهی تحریرهای شجریان تکامل مییابد. آنجا که استاد کلمهی «پرواز» در انتهای بیت «سیمرغ طلایی پر و بالیست | از لانه برون آمده، دارد سر پرواز» را با تحریرهای کشدار و چکشی بیان میکند تا ناخودآگاه در ذهن شنونده، بالزدنهای ابتدایی سیمرغ افسانهها برای اوجگیری و سپس پرواز با بالهایی فراخ را تداعیگر باشد.
مخالف در بیت «آنجا که سراپای تو، در روشنی صبح | رویای شرابیست که در جام بلور است» به اوج میرسد و با تحریرهای پیاپی و طولانی به مویه میرسد و در بیت بعد در چهارگاه فرود میآید.
بخشهای بعدی آواز بهترتیب در گوشههای زابل، حصار و منصوری و مویه اجرا شده و در پایان به درآمد چهارگاه میرسد.
نوبت به تصنیف «بویباران» میرسد. تصنیفی بر شعر «خوش به حالِ غنچههای نیمه باز» که با حرکات تند آرشهی ویولنها آغاز میشود : بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک...
توصیفات ابتدایی مشیری از بهاران پایان که میگیرد، تصنیف در گام نخست در جملهی «خوش به حال روزگار!» به اوج میرسد.
در میانهی تصنیف نیز شاهد دو نوازی نی و کمانچه هستیم که با همراهی ارکستر ادامه مییابد و شجریان با پسزمینهی صدای همخوان باس ادامه میدهد: «خوش به حال چشمهها و دشتها...»
بخش دوم اثر در آواز «افشاری» از متعلقات دستگاه «شور»، اجرا شده. آغازگر بخش دوم پیشدرآمد افشاری «خاطره» است که باز با حرکات رنگارنگ آرشههای ویولن و همراهی ارکستر و تنبک آغاز میشود. کمانچه و نی نیز همراه می شوند تا پیشدرآمد به روشنی راوی حس افشاری شود و شنوندگان همیشگی شجریان را به یاد «آرام جان» اندازد و «غوغای عشقبازان» را برایشان یادآور گردد.
با اتمام پیشدرآمد افشاری، نوازندگی تار شهرام میرجلالی آغاز میشود. در میانه قطعه نسبتاً بلند ضربی به صورت دونوازی تار و تنبک مقدمهای بر ادامهی ساز و آواز میشود. آواز شجریان بر درآمد افشاری با اجرای بیت «رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن | ترک من خراب شبگرد مبتلا کن» که گفته میشود نخستین بیت از آخرین غزلی است که مولانا ساعاتی پیش از بدرود حیات سروده، آغاز میشود و در ابیات بعد در جامهدران ادامه مییابد و سپس در عراق با تحریری بلند به اوج میرسد:
«خیره کشیست ما را دارد دلی چو خارا | بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن»
تحریرهای ابتدایی اما در انتهای بیت هم شنیده میشوند و با جوابهای مناسب تار همراه میگردند و باز قطعهی ضربی با دونوازی تار و تنبک عاملی برای ایجاد تنوع در میانهی آواز میشود. با اتمام ضربی، شجریان بیتِ «بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد | ای زرد روی عاشق تو صبر کن، وفا کن» را در گوشهی «حزین» اجرا میکند و در ادامه با اشارتی به جامهدران و تحریرهای ریز بر مصرع «دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد | پس من چگونه گویم که این درد را دوا کن»، آرام آرام به آرامش میرسد و در «رهاب» با اطمینان خاصی میخواند:
«در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم | با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن»
در انتها نیز قطعهی آوازی در مثنوی افشاری بر غزل مولانا با مطلع «ای خدا این وصل را هجران مکن | سرخوشان عشق را نالان مکن» با همنوازی تار پایان بخش آوازهای این اثر است.
پایانبخش اثر تصنیف «نی زن» است؛ ساختهی یوسفزمانی بر شعری از فروغی بسطامی که در میانه با آواز شجریان بر سه بیت از ساقینامهی حافظ با پسزمینهی ضربی و همخوانی اعضای گروه روی جملهی «نی زن، نی با دل خرم زن» از سویی رنگی ویژه میگیرد و از سوی دیگر تواناییهای صدای شجریان را نمایان میکند:
«چنان برکش آواز خنیاگری که ناهید چنگی به رقص آوری»
نوازندگان:
همنوازان آواز:
حریر شریعتزاده پیانو
شهرام میرجلالی تار
گروهنوازان:
اردشیر کامکار کمانچه
سیامک نعمت ناصر تار
شهریار فریوسفی تار
مجید اخشابی سنتور
همایون شجریان تنبک
ویولن:
ارسلان کامکار، ابراهیم لطفی، رضا عالمی ،هادی ارزم، مجتبی میرزاده، مازیار ظهیرالدینی، رامین یوسفزمانی، رسول بهبهانی
آلتو:
رسول بهبهانی، عماد رضایی، پویا یوسفزمانی، لعیا اعتمادی
ویولنسل:
کریم قربانی، مجید اسماعیلی
کنتر باس:
شاهین یوسفزمانی
فلوت:
ناصر رحیمی
معرفی گوشههای آوازی آلبوم بوی باران:
۱. شعر از فریدون مشیری
۱. بگذار که بر شاخهی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
[مخالف]
۲. آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پرگیرم از این بام و به سوی تو بیایم
[مخالف]
۳. خورشید، از آن دور، از آن قلهی پربرف
آغوش کند باز، همه مهر، همه ناز
[مخالف]
۴. سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون من
از لانه برون آمده، دارد سر پرواز
[مخالف]
۵. پرواز به آنجا که نشاط است و امید است
پرواز به انجا که سرود است و سرور است
[مخالف]
۶. آنجا که سراپای تو، در روشنی صبح
رویای شرابیست که در جام بلور است
[مخالف]
۷. آنجا که سحر، گونهی گلگون تو در خهواب
از بوسهی خورشید، چو برگ گل ِ ناز است
[شکسته مویه]
۸. آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
چشمم به تماشا و تمنّای تو باز است
[مخالف فرود]
۹. من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
[زابل]
۱۰. هر صبح، در آیینهی جادویی خورشید
چون مینگرم، او همه من، من همه اویم!
[زابل]
۱۱. او روشنی و گرمی بازار وجود است
در سینهی من نیز، دلی گرمتر از اوست
[حصار]
۱۲. او یک سر آسوده به بالین ننهاده است
من نیز به سر میدوم اندر طلب دوست
[حصار]
۱۳. ما هر دو، در این صبح طربناک بهاری
از خلوت و خاموشی شب، پا به فراریم
[منصوری]
۱۴. ما هر دو در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیدهی جان محو تماشای بهاریم
[منصوری]
۱۵. ما آتش افتاده به نیزار ملالایم
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاایم
[مویه]
۱۶. بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم
[مویه فرود]
۲. غزل از مولانا – دیوان شمس (کبیر)
۱. رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
[درآمد افشاری]
۲. ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن
[جامهدران]
۳. از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت،ترک ره بلا کن
[جامهدران]
۴. ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیدهی ما صد جای آسیا کن
[جامهدران]
۵. خیره کشیست ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید تدبیر خون بها کن
[عراق]
۶. بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن، وفا کن
[حزین]
۷. دردیست غیر مردن آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم که این درد را دوا کن
[جامهدران]
۸. در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
[رهاب]
اشعار تصنیفها:
تصنیف «بوی باران»
از حسین یوسفزمانی بر شعر فریدون مشیری
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید، برگهای سبز بید، عطر نرگش، رقص باد، نغمهی شوق پرستوهای مست...
نرمنرمک میرسد اینک بهار، خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمهها و دشتها، خوش به حال دانهها و سبزهها، خوش به حال غنچههای نیمه باز، خوش به حال دختر میخک، که میخندد به ناز، خوش به حال جام لبریز از شراب، خوش به حال آفتاب. ای دل من، گرچه در این روزگار
جامهی رنگین نمیپوشی به کام، بادهی رنگین نمینوشی ز جام، نقل و سبزه در میان سفره نیست، جامت از آن مِی که میباید تهی است؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
گر نکوبی شیشهی غم را به سنگ؛
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ!
تصنیف «نی زن»
گر عارف حقبینی؛ چشم از همه بر هم زن
چون دل به یکی دادی؛ آتش به دو عالم زن
هم چشم تماشا را بر روی نکو بگشا
هم دست تمنا را بر گیسوی پر خم زن
هم نکتهیِ وحدت را با شاهد یکتا گو
هم بانگِ اناالحق را بر دار معظم زن
گه تکیه دهی وقتی، بر تخت سلیمان ده
گر پنجه زنی روزی، در پنجهی ِ رستم زن
گر دردی از او بردی، صد خنده به درمان کن
ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
چون ساقی ِ رندانی، می با لب خندان خور
چون مطرب مستانی نی با دل خرّم زن
آواز میانی بر قطعهی ضربی بر شعری از حافظ:
مغنی کجایی؟ نوایت کجاست؟
نوای خوش ِ غم زدایت کجاست؟
مغنی از آن پرده نقشی بیار
ببین تا چه گفت از درون پردهدار
چنان برکش آواز خنیاگری
که ناهید چنگی به رقص آوری
|
بعد از خلق و انتشار آثاری چون «بیداد» و «مرکبخوانی» و... که نهایتاً تا اواخر دههی شصت ادامه یافت، «در خیال» را میتوان ستارهی درخشان آثار شجریان در اواسط دههی هفتاد دانست. نکتهی جالبی که همواره در مورد این اثر در ذهن دارم و بارها و بارها از دیگرانی که اکنون از علاقه مندان پر و پا قرص استاد شجریان هستند شنیدهام، حس نوستالژیک «در خیال» است. درست است روزگار نشر این اثر با واقعهی خاصی جز سردی متداوم سالهای نخستین دههی هفتاد همراه نبوده اما همواره برای بسیاری راوی خاطرههاییست از یک دوران. هم این حساب «در خیال» را از بسیاری از آثار شجریان جدا میکند؛ چرا که «در خیال» خود به تنهایی خاطرهساز شده است. از دگر سو بسیاری از دههی شصتیها را میشناسم که با این اثر، شجریان را شناختهاند و هم از اینرو با این اثر صمیمیتی دارند و نسبت به آن احساس دین میکنند. بسیاری بر این عقیدهاند که درخشانی با «در خیال» تحولی در آثار خود پدید آورده اما باید پذیرفت که تعریف «در خیال» در میان جملگی آثار شجریان نیز تعریفی مستقل و منحصر به فرد است. شاید تجربهای تکرار نشدنی. تبلور نقش درک دقیق درخشانی از آواز نوازندگان: همنوازان آواز: مجید درخشانی: تار گروهنوازان: بخش نخست( سهگاه) بخش دوم( بیاتترک) در ادامه، با ردیفهای آوازی این اثر آشنا خواهید شد. همچنین متن شعر تصنیفها در پی آمده است. ردیفهای آوازی آلبوم «در خیال»: ۱) شعر: سعدی ۱. خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی ۲. تو چه ارمغان آری که به دوستان فرستی ۲. شعر: سعدی ۱. برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را ۱ و ۴. سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی تصنیف «در خیال » آهنگ: مجید درخشانی ۱. آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم |
فایل تصویری اجرای آواز چهره به چهره با همنوازی حسین علیزاده و کیهان کلهر برای دانلود روی سایت قرار گرفته است.
این اثر در جشنوارهی «فاس» در مراکش اجرا شده است که با همخوانی همایون شجریان همراه است.
این اجرا در قالب یک فایل زیپشده قابل دانلود میباشد.
توضیحات این اجرا بههمراه شعر اثر، در ادامه آمده است.
محمدرضا و همایون شجریان آواز: چهره به چهره گـــر بـــه تو افـــتـــدم نــظر چهره به چهره مو به مـو توصیه: درصورت استفاده از خطوط کمسرعت،

حسـین علیزاده
کیهان کلهر
۱۰.۵ MB
shajarianfans.com
همنوازان:
حجم فایل:
پـــســورد:
طاهره قرةالعین
شــــرح دهـــم غـــم تـــــو را نکته به نکته مو به مـو
از پـــی دیـــدن رخــــت، هــمـــچـــو صـــبــا فتادهام
خـــانـــه بـــه خــانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو
مــهـــر تـــو را دل حـــزین، بــــافـــتـه بــا قماش جان
رشـــتـــه بــه رشـتـه نـخ بـه نـخ، تار به تار و پو به پو
مـــیرود از فـــراق تـو، خـــون دل از دو دیــــــــدهام
دجله به دجله یم به یم، چشمه به چشمه جو به جو

دریافت فایل
تعداد دانلود: ۱۷۵ مورد
فایل را با نرمافزارهـــای دانلود، دریافـت کنید.
|
| 0. پريترين پريها |
معرفي بهترين آثار استاد شجريان به همراه متن و شناسنامه اثر 84/4/27 2:11 سرخوشان شعر:حافظ بيات اصفهان تنظيم:محمد رضا لطفي كاست چشمه نوش 1372 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ما سرخوشان مست دل از دست داده ايم همراز عشق و هم نفس جام باده ايم ما سرخوشان مست دل از دست داده ايم همراز عشق و هم نفس جام باده ايم بر ما بسي كمان ملامت كشيده اند تا كار خود به ابروي جانان نهاده ايم چون لاله مي مبين و قدح در ميان كار اين داغ بين كه بر دل خونين نهاده ايم |
|
| |
| 1. پريترين پريها |
معرفي بهترين آثار استاد شجريان به همراه متن و شناسنامه اثر 84/4/27 2:15 نامدگان و رفتگان شعر :امير هوشنگ ابتهاج آهنگ :محمد رضا لطفي دستگاه:سه گاه ------------------ نامدگان و رفتگان از دو كرانه زمان سوي تو مي دوند هان اي تو هميشه درميان پيش تو جامه در برم نعره زند كه بر درم آمدمت كه بنگرم گريه نمي دهد امان اي گل بوستانسرا از پس پرده ها درآ بوي تو مي كشد مرا وقت سحر به بوستان آه كه مي زند برون از سر و سينه موج خون من چه كنم كه از درون دست تو مي كشد كمان پيش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم كز نفس تو دم به دم مي شنويم بوي جان آه كه مي زند برون از سرو سينه موج خون من چه كنم كه از درون دست تو مي كشد كمان پيش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم كز نفس تو دم به دم مي شنويم بوي جان |
|
| |
| 2. سيد مصطفي موسوي |
معماي هستي 84/5/1 9:12 آواز : استاد محمد رضا شجريان سه تار : استاد محمد رضا لطفي ني : عبد النقي افشار نيا تنبک : همايون شجريان دستگاه : شور ساز و آواز - غزل :حضرت حافظ درآمد اول شور مرا مي بيني و هر دم زيادت مي کني دردم ترا مي بينم و ميلم زيادت مي شود هر دم درآمد دوم شور به سامانم نمي پرسي نمي دانم چه سر داري به درمانم نمي کوشي نمي داني مگر دردم سلمي نه راه است ايکه بگذاري مرا بر خاک و بگريزي گذاري آ و بازم پرس که تا خاک رهت گردم سلمي ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم که بر خاکم روان گردي بگيرد دامنت گردم حسيني فرو رفت از غم عشقت دمم دم مي دمي تا کي دمار از من برآوردي نمي گويي برآوردم تکرار : به سامانم ............ تصنيف پرند شوشتري آهنگ قديمي دوزلفونت بود تار ربابم چه مي خواهي از اين حال خرابم تو که با مو سر ياري نداري چرا هر نيمه شو آيي به خوابُم پرند شوشتري ز گل نازکتري نديده بودم حالا ديدم اگر مستم من از عشق تو مستم ماه من که از عشق تو مستم بيا بنشين که دل بردي ز دستم ماه من که دل بردي ز دستم تو که با مو سر ياري نداري چرا هر نيمه شو آيي به خوابُم پرند شوشتري ز گل نازکتري نديده بودم حالا ديدم ساز و آواز - غزل : حضرت حافظ زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نيست در حق ما هر چه گويد جاي هيچ اکراه نيست بنده پير خراباتم که لطفش دائم است ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست هر چه هست از قامت ناساز بي اندام ماست ور نه تشريف تو بر بالاي کس کوتاه نيست اين چه استغناست يا رب وين چه قادر حکمتست کاين همه زخم نهان هست و مجال آه نيست چيست اين سقف بلند ساده ي بسيار نقش زين معما هيچ دانا در جهان آگاه نيست تکرار : هر چه هست از قامت ناساز بي اندام ماست ور نه تشريف تو بر بالاي کس کوتاه نيست 2 تا چه بازي رخ نمايد بيدقي خواهيم راند عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نيست تصنيف نگار آهنگ قديمي سلمک - قرچه هر چه کُني بکُن مَکُن ترک من اي نگار من هر چه بَري بِبَر مبَر سنگدلي به کار من هر چه بُري بِبُر مَبُر رشته الفت مرا هرچه کَني بکَن مَکَن خانه ي اختيار من هر چه رَوي بُرو مَرو راه خلاف دوستي هر چه زَني بِزَن مَزَن طعنه به روزگار من ساز و آواز غزل : حضرت حافظ ما ز ياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم تا درخت دوستي کي بر دهد حاليا رفتيم و تخمي کاشتيم گفتگو آيين درويشي نبود ورنه با تو ماجراها داشتيم گلبن حسنت نه خود شد دلفروز ما دم همت بر او بگماشتيم شيوه چشمت فريب جنگ داشت ما ندانستيم و صلح انگاشتيم نکته ها رفت و شکايت کس نکرد جانب حرمت فرو نگذاشتيم گفت خود دادي به ما دل حافظا ما محصل بر کسي نگماشتيم تصنيف چشم مست آهنگ قديمي به تيغم گر زني2 دستت نگيرم ماه من اي سرو بلند بالا رويت را به ما بنما وگر تيرم زني 2 منت پذيرم ماه من اي سرو بلند بالا رويت را به ما بنما بنازم چشم مستت را نبينم من شکستت را چو مستم کرده اي مستورُ منشين ماه من اي سرو بلند بالا رويت را به ما بنما چو نوشم داده اي زَهرم منوشان ماه من اي سرو بلند بالا رويت را به ما بنما بنازم چشم مستت را نبينم من شکستت را تصنيف ضربي پاي لنگ آهنگ قديمي هاي هاي دل تنگ من 2 پيش دوست شده ننگ من 2 ره کجاست جانم ره کجاست پاي لنگ من ره کجاست ره کجاست پاي لنگ من هاي هاي دل تنگ من 2 پيش دوست شده ننگ من 2 ره کجاست جانم ره کجاست پاي لنگ من ره کجاست ره کجاست پاي لنگ من |
|
| |
| 3. پريترين پريها |
سرعشق 84/5/2 0:08 سر عشق اواز :محمد رضا شجريان ني:محمد موسوي سه تار :پرويز مشكاتيان دستگاه :ماهور كاست سرعشق شركت سروش ---------------------------------- هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم بهوش بودم از اول كه دل به كس نسپارم شمايل تو بديدم نه عقل ماند نه هوشم حكايتي ز دهانت به گوش جان آمد دگر نصيحت مردم حكايت است به گوشم مگر تو روي بپوشي و فتنه بازنشاني كه من قرار ندارم كه ديده از تو بپوشم من رميده دل آن به كه درسماع نيايم كه گر زپاي درآيم به در برند بدوشم بيا به صبح من امروز و در كنار من امشب كه ديده خواب نكرده است از انتظار تو دوشم مرا به هيچ بدادي و من هنوز بر آنم كه از وجود تو مويي به عالمي نفروشم مرا مگوي كه سعدي طريق عشق رها كن سخن چه فايده گفتن چو پند مي ننيوشم به راه باديه رفتن به از نشستن باطل كه گر مردا نيابم به قدر وسع بكوشم |
|
| |
| 4. سيد مصطفي موسوي |
ماهور 84/5/2 8:55 آلبوم سر عشق به نام ماهور هم شهرت دارد |
|
| |
| 5. سيد مصطفي موسوي |
قاصدک 84/5/5 11:02 شعر :استاد مهدي اخوان ثالث خواننده : استاد محمد رضا شجريان نوازنده و آهنگساز : استاد پرويز مشکاتيان دستگاه : راست پنجگاه کاست : قاصدک --------------------------- قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟ از کجا، وز که خبر آوردي؟ خوش خبر باشي، امّا، امّا گرد بام و در من بي ثمر مي گردي. انتظار خبري نيست مرا نه زياري نه ز ديّاري - باري، برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس، برو آنجا که ترا منتظرند. قاصدک! در دل من همه کورند و کرند. دست بردار از اين در وطن خويش غريب. قاصدک تجربه هاي همه تلخ، با دلم مي گويد که دروغي تو، دروغ که فريبي تو، فريب. قاصدک! هان، ولي ... راستي آيا رفتي با باد؟ با توام، آي کجا رفتي؟ آي...! راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمي، جايي؟ در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟ قاصدک! ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم مي گريند. --------------------------- |
|
| |
| 6. سيد مصطفي موسوي |
قاصدک 84/5/5 11:32 نام اثر : گل باغ آشنايي خواننده : استاد شجريان دستگاه : همايون آهنگساز : مصطفي کسروي شعر : عراقي گلهاي تازه 125 ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايى چه كنم كه هست اينها گل باغ آشنايى * * * مژه ها و چشم يارم به نظر چنان نمايد كه ميان سنبلستان چرد آهوى ختايى * * * سر برگ گل ندارم، ز چه رو روم به گلشن که شنيده ام ز گلها همه بوي بي وفايي * * * به كدام مذهب است اين، به كدام ملّت است اين كه كشند عاشقى را كه تو عاشقم چرايى * * * به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند كه تو در برون چه كردى كه درون خانه آيى * * * به قمارخانه رفتم همه پاكباز ديدم چو به صومعه رسيدم همه زاهد ريايى * * * در دير مى زدم من كه ندا ز در درآمد كه درآ درآ عراقى، كه توهم از آن مايى پيام در تاريخ 84/5/5 ساعت: 11:07 توسط سيد مصطفي موسوي ويرايش شد. |
|
| |
| 7. پريترين پريها |
اشک مهتاب 84/5/5 11:44 خواننده : استاد محمد رضا شجريان شاعر : استاد سياوش کسرايي -------------------------------------------------- به من گفتي که دل دريا کن اي دوست همه دريا از آن ما کن اي دوست دلم دريا شد و دادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن اي دوست مکش دريا به خون پروا کن اي دوست کنار چشمه اي بوديم در خواب تو با جامي ربودي ماه از آب چو نوشيديم از آن جام گوارا تو نيلوفر شدي من اشک مهتاب تو نيلوفر شدي من اشک مهتاب تن بيشه پر از مهتاب امشب پلنگ کوه ها درخواب امشب به عاشقي دلي سامون گرفته دل من در تنم بي تابه امشب دل من در تنم بي تابه امشب |
|
| |
| 8. سيد مصطفي موسوي |
بوسه باران 84/5/5 15:19 نام اثر : بوسه باران خواننده : استاد شجريان و همايون آهنگساز : حسين عليزاده دستگاه : راست پنجگاه شعر : شفيعي کدکني آلبوم : فرياد اين مهربانتر از برگ در بوسه هاي باران بيداري ستاره، در چشم جويباران * * * آيينه نگاهت، پيوند صبح و ساحل لبخند گاهگاهت، صبح ستاره باران * * * بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران * * * اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز كاين گونه فرصت از دست دادند بي شماران * * * گفتي: به روزگاري مهري نشسته گفتم بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران * * * بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز زين عاشق پشيمان سر خيل شرمساران * * * پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند ديوار زندگي را زين گونه يادگاران * * * وين نغمه محبت، بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقي است آواز باد و باران پيام در تاريخ 84/5/7 ساعت: 23:07 توسط سيد مصطفي موسوي ويرايش شد. |
|
| |
| 9. سيد مصطفي موسوي |
بهار دلکش 84/5/5 15:24 بهار دلکش رسيد و دل به جا نباشد از آنکه دلبر دمي به فکر ما نباشد در اين بهار اي صنم بيا و آشتي کن که جنگ و کين با من حزين روا نباشد صبحدم بلبل بر درخت گل -خدا- به خنده مي گفت.نازنينان را، مه جبينان را، خدا وفا نباشد اگر که با اين دل حزين تو عهد بستي، حبيب من، آخ با رقيب من چرا نشستي چرا دلم را، عزيز من، از کينه خستي اگر که با اين دل حزين تو عهد بستي، عزيز من، آخ با رقيب من چرا نشستي چرا دلم را، حبيب من، از کينه خستي بيا در برم از وفا يک شب اي مه مخشب تازه کن عهدي، خدا، که بر شکستي بيا در برم از وفا يک شب اي مه مخشب تازه کن عهدي، جانم، که بر شکستي --------------------------------------------- تار:استاد محمد رضا لطفي آواز:استاد محمد رضا شجريان اجرا شده در دستگاه ابوعطا - کاست عشق داند |
|
| |
| 10. سيد مصطفي موسوي |
بــــــهار دلـــکش تنظيم جديد : استاد پايور 84/5/5 15:24 بــــــهار دلـــکش رســـــيد و دل به جــا نباشد از آن کــــه دلــــبر دمـــــي به فکـــــر ما نباشد * * * در اين بـــهار اي صــــنم بيـــا و آشــــتي کــن که جنــــگ و کــــين با مــــن حزين روا نـباشد * * * صبحدم بلبل، بر درخت گل، بخنده مي گفت نازنيـــــنان را، مه جبيـــنان را، وفــــــا نباشـد * * * اگــــر کـــــه با اين دل حـــزين تو عـهدُ بستي عزيز مـــــن با رقـــيب مـــن، چـــرا نشستي؟ چرا دلــــــم را عــزيـــز مـــن از کــينه خستي * * * بيــــا در بــرم از وفـا يک شب، اي مه نخشب تـــازه کــــن عهـــدي کـــــــه بــــر شکـــستي خواننده : استاد شجريان آهنگساز : درويش خان سال آفرينش : 1294 تنظيم جديد : استاد پايور شاعر : محمد تقي بهار آهنگ در مايه : آواز ابوعطا پيام در تاريخ 84/5/5 ساعت: 15:07 توسط سيد مصطفي موسوي ويرايش شد. |
|
| |
| 11. علي رستگاري |
گلبانگ 1 84/5/6 7:23 شعر:حافظ مايه بيات اصفهان سنتور:استاد فرامرز پايور آواز:استاد محمد رضا شجريان ------------------------------------- پيش از اينت بيش از اين انديشه عشاق بود مهرورزي تو با ما شهره آفاق بود ياد باد آن صحبت شبها که با نوشين لبان بحث سر عشق و ذکرحلقه عشاق بود از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستي و مهر بر يک عهد و يک ميثاق بود سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به اومحتاج بوديم و او به ما مشتاق بود حسن مهرويان مجلس گرچه دين ميبردو دين بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود بر در شاهم گدايي نکته اي در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقي سيمين ساق بود شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود |
|
| |
| 12. علي رستگاري |
درخيال 84/5/6 12:46 شعر :سعدي آهنگ:مجيددرخشاني دستگاه:سه گاه --------------------------------------------- خبرت خراب تر کرد فراقت جدايي چو خيال آب روشن که به تشنگان نمايي تو چه ارمغاني آري که به دوستداران فرستي چه ازين به ارمغاني که تو خويشتن بيايي بشدي و دل ببردي و به دست غم سپردي شب و روز در خيالي و ندانمت کجايي دل خويش را بگفتم چو تو دوست مي گرفتم نه عجب که خوبرويان بکنند بي وفايي تو جفاي خود بکردي و نه من نمي توانم که جفا کنم وليکن نه تو لايق جفايي چه کنند اگر تحمل نکند زير دستان تو هر آن ستم که خواهي بکني که پادشاهي سخني که با تو دارم به نسيم صبح گفتم دگري نمي شناسم تو ببر که آشنايي من از آن گذشتم اي يار که بشنوم نصيحت برو اي فقه و با ما مفروش پارسايي تو که گفته اي تحمل نکنم جمال خوبان بکني اگر چو سعدي نظري بيازمايي در چشم بامدادان به بهشت برگشودن نه چنان لطيف باشد به دوست برگشايي ---------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
| |
| 13. سيد مصطفي موسوي |
جان عشاق 84/5/7 23:05 بيات اصفهان اجراي ارکستر سمفونيک مقدمه و تصنيف جان عشاق آهنگ مشکاتيان بر غزل حافظ آواز غزل حافظ و دو بيتي هاي بابا طاهر پيانو استاد جواد معروفي ************************************ هماي اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذري بر مقام ما افتد حباب وار براندازم از نشاط کلاه آگر ز روي تو عکسي به جام ما افتد شبي که ماه مراد از افق طلوع کند بود که پرتو نوري به بام ما افتد ملوک را چو ره خاک بوس اين در نيست کي التفات مجال سلام ما افتد چو جان فداي لبت شد خيال مي بستم که قطره اي ز زلالش به کام ما افتد خيل زلف تو گفتا که جان وسيله مساز کزين شکار فراوان به دام ما افتد ز خاک کوي تو هر دم که دم زند حافظ نسيم گلشن جان در مشام ما افتد به نا اميدي از اين در مرو بزن فالي بود که قرعه دولت به نام ما افتد ************************************ نگارينا دل و جانم ته داني همه پيدا و پنهانم ته داني نمي دونم که اين درد از که ديرم همين دونم که درمانم ته داني ************************************ دوش مي آمد و رخساره بر افروخته بود تا کجا باز دل غمزده اي سوخته بود رسم عاشق کشي و شيوه شهرآشوبي جامه اي بود که بر قامت او دوخته بود جان عشاق سپند رخ خود مي دانست و آتش چهره بدين کار برافروخته بود گرچه مي گفت که زارت بکشم مي ديدم که نهانش نظري با من دلسوخته بود کفر زلفش ره دين مي زد و آن سنگين دل در پيش مشعلي از چهره بر افروخته بود ************************************ کنسرت شور بداهه خواني و بداهه نوازي غزلهاي حافظ ************************************ آواز محمد رضا شجريان سه تار داريوش پير نياکان ************************************ حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آري به اتفاق جهان مي توان گرفت افشاي راز خلوتيان خواست کرد شمع شکر خدا که سر دلش در دهان گرفت مي خواست گل که دم زند از رنگ و بوي دوست از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت زين آتش نهفته که در سينه منست خورشيد شعله ايست که در آسمان گرفت 2 آسوده بر کنار چو پرگار مي شدم دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت آن روز شوق ساغر مي خرمنم بسوخت کاتش ز عکس عارض ساقي در آن گرفت آسوده بر کنار چو پرگار مي شدم دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت خواهم شدن به کوي مغان آستين فشان زين فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت 2 بر برگ گل به خون شقايق نوشته اند آنکس که پخته شد مي چون ارغوان گرفت فرصت نگر که چو فتنه در عالم اوفتاد صوفي به جام مي زد و از غم کران گرفت مي خور که هر که آخر کار جهان بديد از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت ************************************ چندان که گفتم غم با طبيبان درمان نکردند مسکين غريبان آن گل که هردم در دست باديست گو شرم بادش از عندليبان يارب امان ده تا باز بيند چشم محبان روي حبيبان اي منعم آخر بر خوان وصلت تا چند باشيم از بي نصيبان ما درد پنهان با يار گفتيم نتوان نهفتن درد از طبيبان حافظ نگشتي شيداي گيتي گر مي شنيدي پند اديبان |
|
| |
| 14. پريترين پريها |
باد صبا بر گل گذر كن 84/5/12 23:20 باد صبا بر گل گذر كن شعر :محمد تقي ملك الشعراي بهار آهنگ :جهاگير مراد خواننده:شجريان تنظيم :جواد معروفي دستگاه: همايون ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با صبا بر گل گذر كن گل گذر كن گل گذر كن از حال گل ما را خبر كن نازنين ما را خبر كن با مدعي كمتر بنشين نازنين! اي مه جبين بيچاره عاشق ناله تاكي ناله تا كي يا دل مده يا ترك سر كن ترك سر كن شد خونفشان چشم تر من پر خون دل شد ساغر من اي يار عزيز 1مطبوع و عزيز در فصل بهار با ما مستيز! آخر گذشت آب از سر من ببين چشم تر من گل چاك غم بر پيرهن زد پيرهن زد پيرهن زد از غيرت آتش در چمن زد در چمن زد در چمن زد بلبل چو من شد در چمن دستانسرا بهر وطن ديدي كه ظالم تيشه اش را آخر به پاي خويشتن زد شد خونفشان چشم تر من پر خون دل شد ساغر من اي يار عزيز 1مطبوع و عزيز در فصل بهار با ما مستيز! آخر گذشت آب از سر من ببين چشم تر من |
|
| |
| 15. نونا ميلاني |
سمن بويان 84/5/13 11:13 با سلام به همه شما من نونا هستم اهنگ سمن بويان رو با صداي استاد رو دوسش دارم اما نمي تونم پيداش کنم و داشته باشمش اگه براي شماها امکان داره و اونو داريدش لطف کنيدو به ايميل من بفرستيد ممنون ميشم(mredscinz@yahoo.com) |
|
| |
| 16. پريترين پريها |
سمن بويان 84/5/16 9:09 سلام به دوست خوبم نونا . اين هم متن آهنگ سمن بويان ترانه : سمن بويان آلبوم : فرياد خواننده : محمد رضا شجريان شعر : حافظ آهنگساز : کيهان کلهر تنظيم کننده : حسين عليزاده ______________________________ سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند پري رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند ز زلف عنبرين جانها چو بگشايند بفشانند به عمري يک نفس با ما چو بنشينند برخيزند نهال شوق در خاطر چو برخيزند بنشانند سرشک گوشه گيران را چو دريابند در يابند رخ مهر از سحرخيزان نگردانند اگر دانند دواي درد عاشق را کسي کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبير درمانند در مانند ز چشمم لعل رماني چو ميخندند ميبارند ز رويم راز پنهاني چو ميبينند ميخوانند چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند بدين درگاه حافظ را چو ميخوانند ميرانند در اين حضرت چو مشتاقان نياز آرند ناز آرند که با اين درد اگر دربند درمانند درمانند |
|
| |
| 17. پريترين پريها |
مرغ سحر 84/5/16 9:37 شعر:ملک الشعراي بهار آهنگ :مرتضي خان ني داوود آواز:استاد محمد رضا شجريان ______________________ مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن ز آه شرر بار، اين قفس را برشکن و زير و زبر کن بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ نغمه آزادي نوع بشر سرا وز نفسي عرصه اين خاک توده را پر شرر کن، پر شرر کن ظلم ظالم، جور صياد آشيانم داده بر باد اي خدا، اي فلک، اي طبيعت شام تاريک ما را سحر کن اي خدا، اي فلک، اي طبيعت شام تاريک ما را سحر کن نو بهار است، گل به بار است ابر چشمم ژاله بار است اين قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن در قفس اي آه آتشين دست طبيعت گل عمر مرا مچين جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين بيشتر کن، بيشتر کن، بيشتر کن مرغ بي دل ، شرح هجران مختصر مختصر کن |
|
| |
| 18. پريترين پريها |
نازاردلي ... 84/5/18 15:41 نازاردلي را دستگاه :شور خواننده:شجريان آهنگ:حبيب سماعي شعر :مولوي تنظيم:فرامرز پايور گلهاي تازه:158 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نازار دلي را كه تو جانش باشي معشوقه پيدا و نهانش باشي زان مي ترسم كه از دل آزردن تو دل خون شود و تو در ميانش باشي داني كه به ديدار تو چونم تشنه هر لحظه كه بينمت فزونم تشنه من تشنه آن دو چشم مخمور توام عالم همه زين سبب به خونم تشنه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
|
| |
| 19. پريترين پريها |
شب نيشابور 84/5/20 10:14 شب نيشابور خواننده:شجريان آهنگ :فرامرز پايور گلهاي تازه 182 نغمه ابوعطا بزرگداشت خيام _______________________ از من رمقي به سعي ساقي مانده است از صحبت خلق بي وفايي مانده است از باده دوشين قدحي بيش نماند از عمر ندانم كه چه باقي مانده است ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ |
****
ترانه های شجریان عنوان مجموعه ای است در شش نوار کاست که شامل تصنیف های ماندگار اجرا شده توسط استاد محمدرضا شجریان می باشد . این مجموعه شش کاستی که از سوی شرکت آوای شرق منتشر شده است ، برخی تصنیف ها و آثار استاد شجریان را نیز در بردارد که شاید سال ها بود در بازار موسیقی رسمی دسترسی به آنها نبود ... البته این مجموعه شامل آوازها نیست و همانطور که از نامش برمی آید شامل تصنیف ها ( یا به قول جلد نوار ، ترانه ها ) می باشد .
اما برخي چيزها مشكوك است !!!
به تصویر زیر نگاه کنید ... این تصویر جلد یکی از کاست های فوق است :

براي ديدن تصوير بزرگ و واضح اينجا كليك كنيد
نكات جالبي در اين مجموعه شش كاستي ديدم كه برخي از آنها را ذكر مي كنم :
1) مسئله مجوز :
همانطور كه در تصوير مي بينيد ، تنها عبارتي كه روي جلد اين نوار ها نوشته شده است اين است كه : كليه حقوق براي شركت آواي شرق محفوظ است . همين و همين ! در حاليكه تمام آثار صوتي منتشر شده حتما شماره مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نيز شماره ثبت در كتابخانه ملي را اخذ كرده اند و در جلد آلبوم ذكر مي كنند . نكته اينكه آنچه در تصوير مي بينيد تمام آن چيزي است كه در جلد اين آلبوم موجود است و هيچ نوشته ديگري در پشت آن ديده نمي شود . اين در حالي است كه جداي مسئله مجوزهاي رسمي ، هيچ سخني از اجازه شخص استاد شجريان و ديگر صاحبان اين تصانيف ( متوجه باشيم كه صاحبان حقوق همه اين تصانيف استاد شجريان نيستند ) نيست . دريغ از يك جمله كوتاه يا توضيح . معلوم نيست اصلا قضيه تولد و توزيع اين شش كاست چه چيزي است . اين بي توضيحي به شدت انسان را نسبت به انگيزه هاي مادي حساس مي كند . آدم مجبور است اينطور فكر كند كه اين شركت در واقع يك هدف گيري اصولي براي كسب درآمدي اساسي ! انجام داده است . هنوز چند روز نگذشته ديروز ديدم كه نوار فروشي ها كاغذ نوشته اند كه : بهترين ترانه هاي شجريان در شش كاست رسيد ! اما گويا جنجالي در راه باشد . اينكه اين اثر شماره مجوز خودش را ذكر نكرده و نامي هم از اساتيد و صاحبان تصنيف ها نياورده است بيشتر از آنكه ناجوانمردانه باشد ، مشكوك است !
*** تذكر : در جلد آلبوم ها هيچ اثري از نام و نشاني و تلفن شركت مذكور ( آواي شرق ) موجود نيست ... چرا نشاني و تلفن يا لااقل ايميل يا صندوق پستي نيست ؟ اصلا اين شركت كجا هست ؟
2) تازه ها :
گرچه تمام تصانيف اين مجموعه را پيش تر دوستداران استاد شجريان و كساني كه آثار او را پيگيري مي كنند شنيده اند ، اما برخي از آنها براي اولين بار است كه در سيستم رسمي و قانوني كشور توزيع مي شوند . اگر خوب به ليست تصنيف ها نگاه كنيد خودتان متوجه مي شويد . اين مسئله را بگذاريد كنار عدم درج شماره مجوزهاي لازم ... يك جوري است ، نه ؟؟؟
3) بي نشان ها :
شما فكر مي كنيد اگر خود استاد شجريان مي خواستند چنين مجموعه اي را منتشر كنند ( كه احتمالا چنين تصميمي داشتند كما اينكه در مقدمه كتاب تصنيف هاي قديمي شور به روايت محمدرضا شجريان ذكر كرده اند ) اين مجموعه بدين شكل بود ؟؟؟ همانطور كه در تصوير مي بينيد آنچه كه درون جلد اين آلبوم ها ديده مي شود فقط اسامي تصنيف هاي موجود در هر كاست است . دريغ از هيچ نام و نشان ديگر . من شخصا بسيار متاسفم كه نمي توانم نام شاعر و صاحب كلام هر تصنيف را مقابل آن ببينم . همچنين است نام آهنگساز آن . در اين مجموعه شش كاستي ، نام هاي بزرگي مخفي است . غير از استاد محمدرضا شجريان كه آواي لطيفش را همگان مي شناسند ، در كار ساخت و پرداخت اين تصنيف ها كساني چون استادان فرامرز پايور ، محمدرضا لطفي ، حسين عليزاده ، پرويز مشكاتيان و... زحمت كشيده اند و برخي نيز از تصنيف هاي قديمي بي نام و نشان هستند . چرا هيچ نام و نشاني از ديگر مخشصات تصنيف ها نيست ؟ باز هم انسان مجبور مي شود بدجوري به انگيزه هاي مادي پنهان شده در پشت اين كاست ها شك كند ... نه ؟
4) عجله ... عجله :
آنچه به وضوح از سرتاپاي اين شش كاست ديده مي شود ، عجله دست اندركاران در توزيع آن است . همانطور كه در عكس مي بينيد حتي اينقدر وقت نگذاشته اند كه بنويسند كدام تصنيف ها در روي الف نوار است و كدام تصنيف ها در روي ب نوار ... همينطور اسم تصنيف هاي هر نوار را رديف كرده اند زير هم ... باور كنيد عجيب است ... من به عمرم چنين مدل آلبومي در بازار موسيقي نديده بودم .
5) كيفيت :
جالب اينكه هيچگونه پالايش صوتي و بهبود كيفيتي بر روي تصنيف ها اعمال نشده است . در واقع بدون هيچ گونه اديت و روتوش خاصي تصنيف ها مطابق همان نسخه هاي بي كيفيت قديمي ( كه حتما خودتان بارها شنيده ايد ) ضبط شده اند . براي شنيدن راحت تصنيف ها بايد پيچ ضبط صوت را تا آخر بپيچانيد ... در حالي كه اكثر اوقات وقتي آثار قديمي را دوباره منتشر مي كنند در نسخه هاي جديد كيفيت اثر را بهبود مي دهند ... لا اقل هوايش را مي گيرند ! مشكوك است !
۶) چه بگويم ... هزار جور چيز عجيب و غريب هست در اين نوارها ... خودتان قضاوت كنيد ... نه اسم ... نه نشاني ... نه نام دست اندركاران تصنيف ها ... نه مجوز ... دريغ از يك كلمه توضيح ... اضافه كنيد برخي اشتباهات تايپي ... مثلا به جاي يك تصنيف ، تصنيف ديگري در نوار هست ... و اضافه كنيد .... ولش كنيد ديگر ... مشكوك است آقاجان ! همين !
و اما فهرست تصنيف هاي موجود در هر كاست :
كاست شماره يك :
بت چين
دل شيدا
به ياد عارف
نازليلي
داروگ
خسرو
باغ نظر
ره نشين
ميخانه
صبحدم
كاست شماره دو :
بهار
گريلي
شمع و پروانه
افتخار آفاق
گل باغ
چهارباغ
شب نيشابور
نازار دلي
كاست شماره سه :
هزاردستان
به يادداري
باد صبا
خسته پر
كبوتر
باد خزان
اشك مهتاب
چشم نرگس
چهره به چهره
كاست شماره چهار :
جوانان وطن
كوچه سار شب
پيري و معركه گيري
اي امان از فراغت
از كفم رها
دلا خموشي چرا
مبتلا
برادر بي قرار
كاست شماره پنج :
مرغ سحر
سرو چمان
پيام نسيم
بارون
چشم مست
پاي لنگ
ز من نگارم
شب وصل
مزرع سبز فلك
كاست شماره شش :
ايراني
بياد عارف
در خيال
مي ناب
سلسله موي دوست
ياد ايام
غم با طبيبان
بي تو به سر نمي شود
بوي باران
ز دست محبوب